PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آقـاي فوتبال و بس!



nswir
2010-03-14, 17:57
مرجع خبری پرسپولیس : هنر اصلي او را بايد در استمرار جست‌وجو كرد. باقري در حاليكه بسياري هم سن و سالانش با شكم‌هاي برآمده و عضلاتي آويزان، روبه‌روي تلويزيون مي‌نشينند و فوتبال مي‌بينند، درست در وسط صحنه حضور دارد! در مركز زمين و هيجان را به مخاطبان فوتبال هديه مي‌دهد.

14


1) به تصوير روي جلد نشريات ورزشي ديروز دوباره دقت كنيد. مخصوصا تصويري كه بعد گل زدن از او در قاب دوربين عكاسان ثبت شده است. كريم باقري هر روز متولد مي‌شود. دقيقا هر روز. در ويژه‌ترين عكس او، بعد از آنكه دروازه ملوان را باز كرد باقري را مي‌بينيم با مشت‌هايي گره كرده، دهاني باز و چشماني كه سيري‌ناپذيري را نشان مي‌دهد و پوست گردنش در اثر شدت فرياد شادي كشيده شده و انگار تنها چند ميلي‌متر با جدا شدن روح از جسم فاصله دارد. اين كريم باقري است. مردي كه چندين سال پيش در ستايش او مطالب فراواني نوشته مي‌شد و اكنون نيز با همان هيجان مي‌توان برايش دست به قلم شد. راز كريم، در زندگي سالم يا هر چيز ديگري كه باشد تاكيدي قوي بر يك نكته است؛ «او، تمام خود را تا قبل از خداحافظي با فوتبال نمايش خواهد داد.»

2) سه تفنگدار! اين لقبي بود كه در مقطعي از زمان به باقري، دايي و خداداد عزيزي داده بودند. حضور همزمان در فوتبال آلمان به عنوان نسل جديد لژيونرها افتخاري بزرگ براي جامعه‌‌اي تلقي مي‌شد كه سال‌هاي سال بود طعم افتخارات فردي بين‌المللي را در حوزه فوتبال نچشيده بودند. فوتبال امارات يا قطر اوج بلندپروازي ايراني‌ها محسوب مي‌شد و اين سه نفر دروازه‌هاي تازه‌اي را نشان دادند. دايي به شكل ديگر خود را مطرح ساخت. او كاريزماي مديريتي نيز داشت و به همين دليل از تحصيلات آكادميك خويش بهره گرفت و خيلي سريع در كسوت مربي مشغول به كار شد. تجارت را نيز فراموش نكرد تا چهره‌اي خاص از او در اذهان شكل بگيرد. جنس عزيزي فرق داشت. او از حاشيه‌ها لذت مي‌برد و بي‌پروايي‌اش جذابيت را به همراه آورد و شايد زبان برنده‌اش را بتوان دليل اصلي جا گرفتن در رديف مربيان دانست، اما قصه كريم باقري قصه‌اي ديگر بود.
3) تحصيلات آكادميك خاصي ندارد. از كاريزماي دايي نيز برخوردار نيست و نمي‌تواند مانند خداداد با شيرين‌زباني زمين و زمان را مجذوب كند.
هنر اصلي او را بايد در استمرار جست‌وجو كرد. باقري در حاليكه بسياري هم سن و سالانش با شكم‌هاي برآمده و عضلاتي آويزان، روبه‌روي تلويزيون مي‌نشينند و فوتبال مي‌بينند، درست در وسط صحنه حضور دارد! در مركز زمين و هيجان را به مخاطبان فوتبال هديه مي‌دهد. گل مي‌زند. پاس مي‌دهد. مي‌دود و شوت‌هايش كماكان به يك ابزار جنگي بيشتر شبيه است. او مي‌‌داند مربي نخواهد شد. بارها به چنين چيزي اعتراف كرده و خود را نسبت به وارد شدن در حرفه مربيگري بي‌ميل نشان داده تا حداقل از اين حيث پرونده‌اش بسته شود. هرچند كار اقتصادي انجام مي‌دهد ولي در مقايسه با رفيق قديمي‌اش يعني دايي هيچ است. براي همين، باقري همين است كه هست. تا زماني كه بازي مي‌كند فرصت داريد از هنرنمايي يك ستاره لذت ببريد و بعد از خداحافظي ديگر چندان خبري از او به گوش نخواهد رسيد. مگر در مواردي معدود و در قالب اظهار نظراتي كوتاه در خصوص پرسپوليس يا تيم‌ملي. خودش مي‌داند كارشناس خوبي نيز براي جلب توجه تهيه كنندگان تلويزيوني نخواهد بود. چون اصلا دوست ندارد در هيبت كارشناس ظاهر شود. پس مي‌ماند ما و باقري و همين سال‌هاي باقيمانده از دوران بازيگري‌اش. تا فرصت داريد لذت ببريد. كفش‌ها را كه آويزان كند قصه كريم تمام خواهد شد و تنها خاطره‌اي مي‌ماند در وراي خاطرات جديدتر و شايد جذاب‌تر. چه كسي آينده را خوانده است؟
منبع: روزنامه گل