PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اینجا شباهتی به شاهین تهران ندارد



nswir
2010-05-05, 10:41
مرجع خبری پرسپولیس : سالها از تاريخي مي گذرد كه تيم شاهين بزرگ تهران منحل شد. شاهيني كه به نام باشگاه فوتبال تاسيس شد اما در آن درسهاي اخلاق و مردانگي و جوانمردگي و فرهنگ و شعور تدريس مي شد.
در شاهين دكتر اكرامي سه فاكتور اخلاق و تحصيل و بعد قابليتهاي فني مهم بودند و عجيب اينجا است كه همه آناني كه اخلاق و تحصيل داشتند از بهترين هاي فوتبال اين مرزو بوم شدند ، مرداني چون عزيز اصلي و برادران وطن خواه و جاسميان وشيرزادگان و بهزادي و كلاني و آشتياني و معلم اخلاق پرويز دهداري كه به واقع تختي فوتبال ما بود.

از گذشته گفتن رسم ديرينه اي است و افسوس كه حسرت به آن گذشته ها خوردن هم مرسوم است اما امروز وقتي به آن روزها مي نگريم تاخود آگاه مي پرسيم بر ما چه رفت ؟ شاهين را منحل كردند بهر محبوبيت و مردمي بودن و لابد دلايل مضحك سياسي كه در آن روزگار داشتند و بعد از آن پرسپوليس متولد شد.


پرسپوليسي كه مي گفتند فرزند شاهين و شايد اگر اصطلاح اين روزهاي فوتبال را به كار ببريم شعبه شاهين منحل شده بود و قرار بود همان فاكتورها يعني اخلاق و تحصيل و قابليتهاي بالاي فني در آن رعايت شود و اين كه چرا اين مهم رعايت نشد خود مسئله جدائي است اما همواره رسم بر اين بود كه از فاكتورهاي اوليه شاهين بزرگ تخطي نشود.


سالها گذشته و حالا مي خواهند كه استيل آذين شعبه ديگر پرسپوليس شود و روز يكشنبه به بياني دو شعبه قرار گرفته مقابل هم از مرداني سود مي جست كه به نوعي قرار بود دنباله رو مردان شاهين بزرگ باشند.

بر روي نيمكت استيل آذين مرداني چون دكتر زاد مهر و افشين پيرواني و احمد عابدزاده و رضا شاهرودي بعنوان كادر رهبري و در زمين كريمي و مهدوي كيا و كعبي از قديمي هاي پرسپوليس بودند و در روبه رو تيم پرسپوليس بود همان تيمي كه قرار بوده است شعبه شاهين باشد.

قصه تلخ از همان ابتداي بازي شروع شد جائي كه اولين و ابتدائي ترين آداب فوتبال در زمين انجام نشد .
در ورزش ايران رخصت گرفتن يك رسم پهلوانانه است رسمي كه شاگردان بهر كسوت و سمت به سمت قديمي تر ها مي روند داستان اين نيست كه دائي چه كسي هست و چه كرده است حكايت اين است كه او سر مربي تيم پرسپوليسي است كه اين آقايان فرزندان آن باشگاه بوده و هستند.

اين كه در ابتداي بازي بخواهيم به سرمربي تيم سابق بي توجهي كنيم و در پايان او را با " هوي " بدرقه كنيم همان چيزي است كه هيچگاه مرداني چون دكتر اكرامي و مهندس برومند و استاد پرويز دهداري تصور نمي كردند كه مردي از ريشه شاهين انجام دهد.

در طول بازي برخی تماشاگران به برخي از بازيكنان حريف بی احترامی كردند بايد بگوئيم اين مكتب هم در قاموس طرفداران شاهين نبود.
شايد طرفداران جوان پرسپوليس ندانند اما روزگاري بازيكنان پرسپوليس به صورت دسته جمعي به تيم پيكان كوچ كردند و تنها عزيز اصلي در پرسپوليس ماند .

تيم پيكان هم به زور و قدرت مالك پول دارش خيامي اداره مي شد اما آن روزگار توهينی در این حد به آن بازيكنان نشد و نتيجه اين بود كه فصل بعد بابي ميلي مالك پول دار به جاه طلبي و خرج كردنها نه تنها همه آن بازيكنان به پرسپوليس بازگشتند و پيكان منحل شد و اصطلاحا روسیاهی به زغال ماند بلكه مردي را شيفته پرسپوليس كردند كه نامش علي پروين بود و از كيان به پيكان رفته بود.

حكايت صحبت های بيرون زمين هم شرم آور بود و نيمكت نشينان دو تيم اعم از بازيكن و مربي به گونه اي از هم ياد كردند كه به واقع همه را به تعجب مي داشت و همه از خود مي پرسيدند سهميه احتمالي در ليگ قهرمانان آسيا سال آينده اينقدر مهم بود كه مربي تيم مقابل سر مربي اين تيم را ركورد دار هو شدن بنامد ؟

و يا اين كه كاپيتان تيم از تماشاگران گله كند كه رعايت پيشكسوتها را نمي كنند اما خود به يك پيشکسوت خودش " هوي "بگويد ؟
همه ديدند كه اگر باران بود براي پرسپوليس هم بود پس چرا گناه بازي بد استيل آذين به گردن باران افتاد؟و ....

براستي اين مردان نسل چهارم تيم شاهين هستند ؟ آيا در بين مردان داخل استاديوم آزادي در 12/2/1389 نشانی از آشناي دور يعني شاهين دیدید؟

قصه امروز ما اين نيست كه استيل آذين شعبه دوم پرسپوليس باشد يا نه بلكه درد اصلي اين است كه اخلاق و تحصيلات و فرهنگ وشعور و قابليتهاي فني آن شاهين دیگر ديده نمي شود و يا به بياني شاهين ديگر شعبه و نماینده ندارد.
برگرفته نوشته تورج عاطف